سنگ-دل ، دوری محبوب ، چه می داند چیست ؟

زیر سر ، بالش مرطوب ، چه می داند چیست ؟

 

گفت : این راه جنون است نرو عاقل باش

کور و کر ، فرق بد و خوب ، چه می داند چیست؟

 

دست ؛ معتاد ، دلم تنگ ، لبانم ؛ آتش

تن من ، طاقت ایوب ، چه می داند چیست ؟

 

محو چشمان تو با منظره ها بیگانه است

مست موهای تو مشروب ، چه می داند چیست؟

 

آتش فتنه به پا کردی و رفتی به کنار

روح خونسرد تو آشوب ، چه می داند چیست ؟

 

شعله شوق تو را می کشم و مجبورم

دل آرام تو سرکوب ، چه می داند چیست ؟

 

ظاهرا خوبم و در عمق خودم می پوسم

موریانه تپش چوب چه می داند چیست ؟

                 #سیروس_عبدی

https://telegram.me/siroosabdi کانال شعرهای من